بسم الله الرحمن الرحیم

فتنه شیطان ( آرماگدون)


چرا شیطان پادشاهی می خواهد!؟


برای آغاز این قسمت باید بحث را با این سوال شروع کنیم:


شیطان پادشاهی و حکومت آخرالزمان را برای چه می خواهد؟

خدای متعال به شیطان تا یوم المعلوم مهلت داده و اینگونه که از علائم و شواهد پیداست این تاریخ نزدیک است و این مطلب را شیطان از هرکس دیگری بهتر می داند و به آن آگاه است!
پس چه انتظاری می رود از کسی که زمانش رو به اتمام است؟

کسی که به عزت و جلال پروردگار سوگند خورده که فرزندان آدم را تباه کند؟

از دیدگاه شیطان آدمیزاد دشمن است چه مسلمان،چه مسیحی،چه یهودی و چه گبر و کافر!
فقط در این میانه بعضی دشمنند و بعضی دشمنتر!
این حرف بنده نیست قول پروردگار کریم است که می فرماید:
"انه لکم عدوا مبین – بدرستیکه او(شیطان)دشمن آشکار شماست!"

و به نظر شما با دشمن چه می کنند؟

شیطان پادشاهی حکومت سیاهی را در آخرالزمان برای نابودی زمین می خواهد نه برای آبادانی آن!
او مهلتش رو به پایان است و می خواهد در این اندک زمان باقی مانده نهایت تلاشش را کرده و حداکثر توانش را بکاربندد تا نتیجه مطلوبش را که تباهی کل جامعه و آحاد انسانیست حاصل نماید! شما حتماً دیده اید که در بعضی از مسابقات فوتبال وقتی که زمان مسابقه رو به پایان است، تیمی که نتیجه مطلوب می خواهد دست به ریسک 100%درصد می زند و باتمام توان حمله می کند، حتی دروازبان هم رهاکرده و به حمله می رود!

به نظر می رسد که شیاطین نیز هم اینک با تمامی قوا برای نابودی دنیا برنامه ریزی می نمایند و برای رسیدن به هدفشان دست به ریسک 100%می زنند!!!
شیطان درحال غرق شدن است،می خواهد دنیا را نیز با خود غرقه سازد. هدف عمده شیطان این است که : پیش از آنکه کسی مجال بازگشت بسوی پروردگار را پیدا کند، همه را در غفلت و بی خبری با خود تا قعرجهنم ببرد! مطابق با قول پروردگار آدمی تا جان دربدن دارد فرصت توبه برایش مهیاست. اما شیطان می خواهد این فرصت را از انسانها بگیرد. برای همین با انواع و اقسام ترفندها انسانها را در بی خبری و ناآگاهی نگه می دارد! و از سوی دیگر با در اختیار قراردادن نسخه های خطرناک (دانش و علوم ممنوعه) به انسانهای شرور و ماجراجو سرنخهائی را برای نابودی زمین به دست آنها می دهد! و نتیجه چه می شود؟

اینکه بسیاری از انسانها و فرزندان آدم- که خود را عقل کل می پندارند و چیزی بنام خداوند را قبول ندارند - بواسطه بلایای عظیم و ظاهراً طبیعی در حالی ترک دنیا می گویند که کاملاً کافر هستند (برای اینکه جسارت نشود بخوانید طبیعت گرا!!) و این نهایت آرزوی شیطان است! البته آرزوی قلبی شیطان این است که کل زمین را با خود برداشته و ببرد و بساط فرزندان آدم را برچیده،دنیا را تعطیل کند! و صد البته که نهایت تلاشش را نیز به کار خواهد بست و از هیچ کوششی برای رسیدن به این مقصود فروگزار نخواهد کرد! اما پرواضح است که موفق نخواهد بود! چرا که این قول پروردگار کریم است که می فرماید:

خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند وعده داده که درروی زمین جانشین دیگرانشان کند. (نور - 55)

همانا در زبور پس از ذکر نوشتیم که زمین را بندگان شایسته من به ارث می برند. (انبیاء - 105)

و خداوند هرگز خلف وعده نمی کند.

انشاالله شیطان نابود خواهد شد و روزی سایه کثیفش از سر انسانها کم می شود،اما اینها دلیل براین نیست که او دست از تلاش بردارشته و چون می داند بزودی نابود خواهد شد،دست از کار بکشد.نه، بلکه او هر چه به پایان نزدیک تر می شود حریص تر شده و سعی می کند هر آنچه که بتواند با خود ببرد! هرچه بیشتر،بهتر! و از این جهت در آستانه رفتنش مسلماً به دنیا خسارت خواهد زد!او بواسطه نوکرانش که از اشرار ،حرامزادگان ،و انسانهای ماجراجو هستند صدمات زیادی به جهان خواهد زد.صدماتی بیش از آنچه که جهان تا به حال متحمل شده است!

بنده در اینجا فقط به چند نمونه کوچک از این صدمات و لطمات اشاره می کنم :

ظرف 20 سال گذشته لایه ازن برفراز قاره اقیانوسیه و قطب جنوب چیزی درحدود 29 میلیون کیلومتر مربع سوراخ شده است و این درحالیست که امروزه می شنویم شکاف عظیم دیگری برفراز قطب شمال پدید آمده!

دو زلزله سونامی بسیار عظیم و پی درپی - درمقیاس بالای 8 ریشتر- در سالهای 2010 و 2011 در شیلی و ژاپن به وقوع پیوست و به روایتی سبب انحراف جزئی محور زمین گردید،که بسیاری اعتقاد دارند تغییرات آب و هوائی وجابجائی نسبی فصول ناشی از همین مساله است. (جالب است بدانیم که جابجا شدن فصلها خود یکی از علائم آخرالزمان است!)

دو فوران عظیم (خاکستر) آتشفشانی در سالهای 2010 و 2011 در ایسلند و شیلی که مقداربسیار زیادی غبار و خاکستر را وارد جو زمین کرد!
 
...
نوشته شده توسط میثم کشاورز معتمدی در ۱۳٩۱/٧/٩ ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ | لینک    پيام هاي ديگران()

پیشگویی هایی نوسترآداموس


فراماسون ها بار ها از پیشبینی های نوستر آداموس استفاده کرده اند.....

استفاده ی مکرر از پیشگویی های نوستراداموس علیه ایران و کشورهای اسلامی:

میشل نوستراداموس، پزشکی یهودی الاصل و اهل فرانسه بوده که در قرن 16 میلادی می زیسته است.نوستراداموس در علوم سحر و جادوگری نیز تبحر داشته و بدون هیچ گونه شک و شبهه ای یک کابالیست بوده است.
در کتاب هایی که توسط وی نگاشته شده و اصطلاحاً پیشگویی های نوستراداموس نامیده می شود،

مطالب بسیاری در رابطه با آینده ی جهان و به خصوص وقایع آخرالزمان، بیان شده است. این پیشگویی ها در قالب 10 سانتوری یا 10 (بخش) صدتایی نوشته شده اند که مجموعاً شامل 1000 عدد دوبیتی می شوند. سانتوری های نوستراداموس، مهمترین و معروف ترین بخش از سروده های وی می باشند.


« فریبکارترین پیشگوی تاریخ » شاید لقب برازنده ای برای این پیشگوی حیله گر باشد؛ زیرا که وی، افراد بسیاری را در سراسر جهان و در طول تاریخ فریب داده است. شاید شما خوانندگان عزیز، از این توصیف بسیار تعجب کرده و با آن به شدت مخالف باشید؛ زیرا امروزه در بسیاری از سایت های اسلامی صحبت از پیشگویی های نوستراداموس می شود و حتی گهگاه به پیشگویی های وی استناد می گردد؛ اما قبل از هرگونه اظهار نظر در این رابطه، لطفاً به توضیحات و مستندات زیر توجه فرمایید:

منظور ما از « فریبکارترین پیشگوی تاریخ » این نیست که همه ی پیشگویی های نوستراداموس دروغ بوده است؛ بلکه منظور این است که تعداد زیادی از پیشگویی های وی مبهم بوده، تعداد زیادی اشتباه بوده و اندکی نیز شاید درست بوده است که احتمالاً این پیشگویی ها ی درست، بدلی بوده و از منابع دیگری اقتباس شده اند.

در هر حال، شواهد مهمی وجود دارند که نشان می دهند نوستراداموس و پیشگویی هایش، بخش مهمی از توطئه ی شبکه ی جهانی کابالایی–ماسونی بوده اند. (البته در زمان نوستراداموس، هنوز تشکیلاتی با نام فراماسونری وجود نداشتند، بلکه تشکیلات بسیار مشابهی به شکل انجمن های مخفی و کابالایی وجود داشتند که هم از نظر عقاید و هم از نظر اهداف، کاملاً شبیه تشکیلات امروزی فراماسونری عمل می کردند. در واقع همان طور که در ابتدای مقاله ذکر کردیم، تعالیم الحادی کابالا، پایه و اساس فراماسونری امروز را تشکیل می دهند و می توان کابالا را مادر فراماسونری امروز نامید.)


از جمله شواهد و دلایلی که نشان می دهند پیشگویی های نوستراداموس بخشی از نقشه ی شیطانی دستگاه جهانی کابالایی–ماسونی می باشد، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1 – نوستراداموس بدون هیچ شکی یهودی الاصل و کابالیست بوده است.

همان طور که قبلاً ذکر شد، کابالا تعالیمی کاملاً الحادی است و با ذات ادیان الهی تناقض دارد.

حضور نوستراداموس در گروه های کابالایی به عنوان یک عضو معروف و قدرتمند، نشان می دهد که وی تا چه اندازه در بین کابالایی های همزمانش ارج و قرب داشته است.

مطمئناً این ارج و قرب بی دلیل نبوده و احتمالاً به دلیل خدمات وی به کابالا از طریق پیشگویی هایش بوده است
...
نوشته شده توسط میثم کشاورز معتمدی در ۱۳٩۱/٧/٩ ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ | لینک    پيام هاي ديگران()